زين الدين محمود واصفى

37

بدايع الوقايع ( فارسى )

بازارهاى او مانند روى عروسان آراسته و از هرطرفى مثل جعد دلبران فتنه پرخواسته « * » ، ميوه‌هاى لطيفش چون به نظر مىآمد كريمهء وَ فاكِهَةٍ مِمَّا يَتَخَيَّرُونَ « 1 » به خاطر مىگذشت . جوانان نازنينش چون به جلوه‌گرى مىآمدند ، آية وَ حُورٌ عِينٌ كَأَمْثالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ « 2 » بر زبان جارى مىگشت . اتفاقا صباح جمعه همين روز بود كه عبيد اللّه خان به شهر سمرقند نهضت نزول فرمود . زمين ملك سمرقند افتخار نمود * به چرخ از قدم خان عاقبت محمود عبيد خان شه جمشيد سيرت آن شاهى * كه در جهان نبود مثل او شهى موجود به قدر همت خود بذل اگر كند نبود « 3 » « * * » * ايادى كرمش را مكان فضاى وجود به قتل دشمن او چرخ كرد « 4 » چون تقصير * تنش به سنگ كواكب زمانه ساخت كبود عالىجناب ، معالى نصاب ، قدوة الاماجد و الاعالى ، مرجع الافاضل و الاهالى ، خواجه مولاناء اصفهانى ، آنكه نحارير علما « 5 » در بساط عاليش جواهر فوايد « 6 » التقاط نمودى ، و صناديد فضلا در پايهء سرير متعاليش استفادهء نكات عوايد را گوش هوش گشودى ، به نام عبيد اللّه خان خطبهء غرائى انشا « * * * » نمود در غايت فصاحت و بلاغت كه مصاقع خطبا و مجامع بلغا در معرض آن مهر سكوت در دهان نهادند و زبان به مدح و ثناى او گشادند . وقت

--> ( 1 ) - قرآن سورهء 56 آيهء 20 . ( 2 ) - قرآن سورهء 56 آيهء 22 و 23 . ( 3 ) - T : شايد . ( 4 ) - A : كرد چرخ . ( 5 ) - A : تحارير علماء P ص b 12 اضافه دارد : و يعنى جمع التحرير . ( 6 ) - A و P : فرايد . ( * ) س 2 : برخواسته ( * * ) س 11 : به قدر همت خود بذل كند اگر نبود ( * * * ) س 18 : خطبه غراى انشا